حاج ملا هادي السبزواري
306
شرح مثنوى
( ( 1341 ) ) اى خنك زشتى كه خوبش شد حريف * واى گل رويى كه جفتش شد خريف ن 263 6 - ك 99 31 حريف : اول به حاء مهمله و دوم به خاء معجمه . ( ( 1345 ) ) صبغة الله هست خم رنگ هو * پيسها يك رنگ گردد اندرو ن 263 10 - ك 99 33 صِبْغَةَ الله وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله صِبْغَةً 2 : 138 ( 1 ) . و اصل اين به حسب مقام تنزيل آيهء شريفه اين بود كه نصارى اولاد خود را در آب زردى كه او را « محموديه » گفتندى فرو مىبردند از جهت تطهير . و چون يكى از ايشان ولد خود را چنين كردى گفتى كه « الآن صار نصرانياً حقاً » ، پس خداوند مجيد تعالى به مسلمانان امر فرمود كه بگوييد « آمنا با لله صبغنا بالايمان و طهّرنا به لا مثل صبغتكم ايها النصارى » . چه قول حق تعالى « صبغة الله » متعلَّق است به قولش پيش از اين كه : * ( قُولُوا آمَنَّا بِالله وَما أُنْزِلَ إِلَيْنا 2 : 136 ( 2 ) الى قوله « صبغة الله » . و اين از باب صنعت مشاكله است كه خداوند تعالى از ايمان خاصةً ايمان حقى شهودى به « صبغ » تعبير فرموده . چه ، هويدا است كه ايمان بىرنگ است ، اگر چه علم اليقين باشد ، چه جاى عين اليقين و چه جاى حق اليقين . پيسها يك رنگ گردد : پيسه ( به پاى فارسى و سين مهمله ) ابلق را گويند . ابو الفرج گويد : دولت او رايتى فراخت كه خورشيد پيسه نيارست كرد سايهء آن را و در صيغهء جمع كلمه كه آخرش « ها » باشد ، جايز است كه بدون « ها » نوشته شود . و مىشود كه به « شين » معجمه باشد . يعنى كارها يكى شود اندر او كه اَلطُّرُقُ اِلَىَ الله بِعَدَدِ أنفاسِ الخَلائِقِ ( 3 ) . و بنا بر اول ، معنى آن است كه رنگهاى مختلف برود و بىرنگى حاصل شود . و اما « پيس » كه برص است ، مَرضىّ نيست . ( ( 1353 ) ) آدمى چون گيرد از خدا * هست مسجود ملايك ز اجتبا ن 263 18 - ك 99 37 آدمى : انسان كامل ربانى . ( ( 1354 ) ) نيز مسجود كسى كو چون ملك * رسته باشد جانش از طغيان و شك ن 263 19 - ك 100 1 نيز مسجود كسى : كه گويد : سجدهء بتى كردم راه مسجدم منما كافر ره عشقم من كجا مسلمانى ؟
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 138 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 136 . . ( 3 ) جملهء فوق ، ظاهراً حديث نيست . رك : مقدمهء تفسير نمونه ج 1 . .